تبلیغات
سیّال ذهن
 
                                                        
1393/06/22 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه

امشب بعد از مدتها با خوندن مطلبی، دوست داشتم اینجا بنویسمش. داشتم نوشته های محمدرضا شعبانعلی را می خوندم که این مطلبش برام نغز و تامل برانگیز بود. مثل تصویر زیر از فیدل کاسترو جوان قبل از انقلاب کوبا در پای بنای یادبود آبراهام لینکن در آمریکا !




میزان یادگیری را براساس ساعت و روز و ماه و صفحه و مدارج علمی نمیتوان سنجید.

یادگیری به میزان دفعاتی است که با مطالب جدیدی مواجه شده ایم که با دانسته های قبلی ما در تعارض بوده است.

در غیر این صورت یادگیری چیزی جز تقویت پایه های نادانی گذشته نیست.





نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :



چشم انداز، تصویر مقصد را منعکس می_کند و استراتژی ، منطق چگونگی تحقق چشم انداز را تعریف می_نماید.

چشم انداز و استراتژی مکمل های ضروری یکدیگرند.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1393/03/3 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه
می غلتی و به ساحل شب خاموش میروی

چون یاد گـم شده  تــو  فراموش  می روی

غوغایی از سکوت به جان فراموشی

آتش به باد رفته در آغوش خاموشی

این بوی اطلسی که مرا مست می کند

از نیستی گذشته  مــرا هست می کند




در امواج صدا با این ابیات سرمست شوید: ++




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر، دل نوشته،
لینک های مرتبط :


-اگر خوشبختی را برای یک ساعت می خواهید، چرت بزنید.

-اگر خوشبختی را برای یک روز می خواهید، به پیك نیك بروید.

-اگر خوشبختی را برای یک هفته می خواهید، به تعطیلات بروید.

-اگر خوشبختی را برای یک ماه می خواهید، ازدواج كنید.

-اگر خوشبختی را برای یک سال می خواهید، ثروت به دست بیاورید.

-اگر خوشبختی را برای یک عمر می خواهید، یاد بگیرید كاری را که دوست دارید، انجام دهید ...!



"استیو جابز"




نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :


با اینکه اردبیهشت هنوز به نیمه نرسیده، ولی از همین الآن دارم بوی خرداد را حس می کنم.
یاد پارسال به خیر که تو اردیبهشت، چه قدر دیدن و عکس گرفتن از لاله های سفید واسم مهم بود و دل چسب، و همجنین چه قدر آخرین روز خرداد و وداع با آفتاب در لحظه غروب برام مقدس.
( 31 خرداد ماه، ما زمینی ها بیشتر زمان روشنایی و پرتوگیری خورشیدی را در طول روز داریم)





به قول سهراب:

...
شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد

و نسیمی خنک از حاشیه سبز پتو خواب مرا می روید
بوی هجرت می آید
...




نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :


هست اما هستیاش به قدر کافی نیست، همیشگی نیست! زن بودنِ این روزها گنگ است؟ خسته است. تلخ هم نباشد گس است.

 

گلها، هر جایی که باشند، آب و خاک هر سرزمینی که توی رگ و ریشه شان جریان داشته باشد، به یک اندازه پیام آوران ظریف و نازنین شوق و زندگی هستند. فرقی نمیکند بنفشهی آفریقایی باشند یا رزهای دو رگهی هلندی. وسط دامنههای آلپ روییده باشند یا میانهی دشتهای سبلان. ارکیدههای آرام گرفته در سبد گل خواستگاری دختر همسایهی بغل دستی باشند یا نرگسهای دود گرفتهی توی دستهای عرق کردهی دخترک سر چهار راه. هرجا که باشند، به یک اندازه میشود سر فرو کرد در عطر دلپذیرشان و زندگی را نفس کشید. چرا زن بودن همین طور نیست؟ گاهی گم میشود. پنهان می شود، دفنش میکنند میان خروارها هنجار و قاعده و توقع بی جا. گاهی میشکند، گاهی کوچک میشود، آب میرود. گاهی انکارش میکنند، بعضی چشم میبندند و میگذرند… هست اما هستیاش به قدر کافی نیست، همیشگی نیست! زن بودنِ این روزها گنگ است؟ خسته است. تلخ هم نباشد گس است. زیادی گس… نه خوشایند همه است و نه مناسب همیشههای اخیر تعریف شده مان. جنگ است انگار…سخت است، زن بودن سخت است. وقتی که عاشقی، دوست میداری، دلتنگی، آزردهای و به موازات همهی اینها مقصدی داری و رفتنی و میل به رسیدنی، سخت است. سختِ توضیح ندادنی است. سخت ِ طفلک و غمگینی است.



نویسنده متن بالا: نامعلوم / برداشت از: وبلاگهای فارسی زبان 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



رستیم از خوف و رجا
   عشق از کجا شرم از کجا
            ای خاک بر شرم و حیا






نوع مطلب :
برچسب ها : شعر،
لینک های مرتبط :


1393/01/2 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه

آه که می زند برون  از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو می کشد کمان

پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم می شنویم بوی جان

پیش تو جامه در برم نعره زند که بر دَرم!
آمدمت که بنگرم، گریه نمی دهد امان


نقاشی: "آیدین آغداشلو"
شعر: "هـ.الف.سایه"




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1392/12/13 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه


دست ها می سایم
تا دری بگشایم

بر عبث می پایم
که به در کس آید


     می تراود مهتاب - نیما یوشیج







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



خانواده ای هست مفلوک.
کارِ پدر بدان جا کشیده است که مجبور است طلای مادر بفروشد تا نانِ سفره فرزندان فراهم آورد و البته بیش از آن را نیز خرجِ خود کند.

به پدر چه خواهید گفت؟ بی کاره؟ مفلس؟ معتاد؟
هرچه خواستید بگویید اما بدانید که از چنین مردی بایستی ناامید بود. اگر کسی به فکرِ نجاتِ چنین خانواده ای باشد، تنها به فرزندانِ جوان خانواده امید خواهد بست . . .

مادر  یعنی  وطن
طلا  یعنی   نفت
پدر   یعنی  دولت

این مُلک پدرانی داشته است که برای حکومت، نه طلای مادر که خودِ مادر را نیز فروخته اند!
در چنین خانواده ای تنها مایه نجات، همتِ فرزندان است . . . از پدر کاری بر نمی آید.

پاراگراف انتهای کتاب نفحات نفت - رضا امیرخوانی



  • متن نوشته بالا را بشنوید  ++




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1392/12/5 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه

هنوز شب نگذشته است ای شکیب بزرگ
بمان که بی تـو مـرا تاب زنده ماندن نیست

فـروغ  صبـح  دروغیـن  فـریـب  می دهدت
خروس تجربه دانـد که وقت خواندن نیست


هـ.الف.سایه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...