تبلیغات
سیّال ذهن
 
                                                        
1392/12/5 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه

هنوز شب نگذشته است ای شکیب بزرگ
بمان که بی تـو مـرا تاب زنده ماندن نیست

فـروغ  صبـح  دروغیـن  فـریـب  می دهدت
خروس تجربه دانـد که وقت خواندن نیست


هـ.الف.سایه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1392/12/3 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه

شب که در بستم و مست از می نابش کردم
مـاه  اگـر  حلقه  بـه  در کوفت  جوابـش کـردم

دیـدی آن تُـرک خَتا  دشمن جان  بـود  مـرا
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم

زنـدگی کـردن مـن  مـردن تدریجی بــود
آنچه جان کند تنم  عمر حسابش کردم

"فرخی یزدی"



  • نفست گرم شیدی خان که خواندن این ابیات نغز به همراه نوای قیژک و طنین گیتار برقی در قالب این ترانه ماندگارت، اتمسفری را ساختی که با اینکه بارها شنیدمش، ولی هنوز هم با گوش دادنش، سیّال ذهنم یخ میزنه. الحق که حق مطلب را ادا کردی و امیدوارم امکانش پیش بیاد که کنسرتی تو تهران برگزار کنی و بشه از نزدیک اجرای ترانه هات را شنید و حظ برد.

  • با اینکه این اواخر به وبلاگ و نوشته های دوستان کمتر سر میزنم، ولی باز از همه خوانندگان چراغ روشن و بازدیدکنندگان چراغ  خاموش، که به تایپ نوشته های این ناچیز سر می زنند، کمال تشکر را دارم. چند هفته ای را حداقل تا نزدیکی های عید، مجالی برای نوشتن و مطلب گذاری نیست؛ باشد که جمله همگی رستگار شویم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1392/11/30 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه
چیزی نمیتونم بگم جز اینکه 3000 تومان ناقابل هزینه کنید و حظ ببرید از اتمسفر موزیک گروهی چهار نفره با نام "چارتار"که این روزها، 12 قطعه را در قاب آلبوم ِ "باران تویی" به بازار روانه کرده اند.
در این آلبوم: از باده اش شاد شوید و در عطش پس از آن بی تاب گردید. از درون تلنگر بخورید، دل بفشارید و در گس سکونتان چون مرداب، بی صدا گردید.
 
پیدا شو شعله کن جان پروانه را
عمر دیرینه دیری نپاید

بیا به باران به تکیه کن قدم قدم این پرسه را
بیا بگیر از چهره ام  تب و غم و شب این هر سه را




چارتار پرسه آوایی است به امید هیچ ،
سرگذشت لحظه هایی شبیه به هم .
از ترس گرفته تا امید .
از شک گرفته تا باور (باوری که کم سراغی از ما گرفت).
طنینی و آوازی ... شعری و شعوری ... رقصی و عبوری .
اول هر ترانه زاده می شویم و آخرش زاینده .

چند وقتی هست این شده رسم ما ...

پیدا شدن






نوع مطلب :
برچسب ها : اطلاع رسانی،
لینک های مرتبط :




سبـکــــتـر  شـدیــم

اما

بالاتــر نـرفتیم دیـگـــر


باری که از روی دوشمان برداشته شد

بالهـایمان بـــــود






  • شعر گلاره جمشیدی / عکس خودم





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر، عکس،
لینک های مرتبط :


زندگی زیباست

زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست

گر بیفروزیش رقص شعله اش تا هر کران پیداست

ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست

"سیاوش کسرایی"


زندگی ایستا نیست، زندگی پویاست؛ پویا نه از روی آرزو، بلکه از صرف یافتن. پویا نه از روی جاه طلبی و برای دستیابی به مقام و منزلت، بلکه جستجو برای یافتن اینکه "من که هستم ؟"

امروز را روز عشق نام نهاده اند و برخی از ایرانیان نیز تقویم غربی را قبول نکرده و از دل تقویم باستانی ایران زمین، بیست و نهم بهمن ماه (سپندارمذگان) را روز عشق ایران باستان نامیده اند. هرکدام را که برگزینیم، باز روز عشق را همیشه عشق است. حتی برای بی عاشقان که این روز هرچه قدر خود را به بی تفاوتی بزنند، باز در دل خویش صدای دینگ تلگری را می­شوند که ای دل غار، همه را یاری است و مائیم بی یار.

خیلی برایم عجیب است انسانهایی که هنوز خود را نشناخته اند و پیش خود بیگانه اند می خواهند دیگران را بشناسند و فراتر از آن با او عشق را تجربه کنند. افرادی که با عشق ورزیدن "کسی شدن" را می­جویند و پیش می­روند، بی آنکه در کنار آن کمتر به چه "کسی بودن" خود بها می­دهند. بی شک عشق ورزیدن مهمترین عاملی است که می­تواند به انسان کمک نماید که خود را بشناسد، همان طور که بر من حقیر در این ایّام که این سطرها را تایپ می­کنم این چنین بوده است.


علت عاشق ز علت ها جداست     عشق اسطرلاب اسرار خداست


کتمان نمی­کنم که نوشته های بالای من بی تاثیر از این امر نبود که خود نیز این روزها در زمره دست کوتاهان از محبوب خویش بوده ام وگرنه آنکس که این روزها سرش به یار گرم است، وقعی به این حرفها نمی­نهد و سرخوش از عشق دوسویه خویش است.

بحث از عشق دوسویه شد. عشق دوسویه عشقی است که در آن هردو طرف در آن تو باشند نه شما. عشقی که در راحتی آن می­توان از یکدیگر آموخت، نقد نمود و کمتر بر اساس حدس و گمان برداشت نادرست داشت. عشقی که وصل، سیر و حتی فصل آن در هر سطح از عشق که باشد، با درک متقابل همراه است. ولی عشق یک سویه، عشقی است که یکی را تو می­باشد و دیگری را شما؛ که همواره یکی را ناراحت(=راحت نبودن)  است و دیگری را از سبب آن ناراحت(= دلخور بودن). رابطه ای که در آن یک طرف را نام دارد اما نامیده نمی شود. البته این را نیز باید گفت که عشق را لیاقت خواهد و متانت، نه خودخواهانه خواستن.



به قول دکتر شیری گرامی: (با کمی تغییر)


    چه حقیرند مردمانی که

    نه جرأت دوست داشتن را دارند

    نه اراده دوست نداشتن را؛


    نه لیاقت دوست داشته شدن

    و نه متانت دوست داشته نشدن؛


    با این حال مدام شعرهای عاشقانه می سرایند

    و ترانه وصف­های عاشقانه می شنوند.

 

دوست دارم این زیبا ترانه علیرضا قربانی بر روی غزل نغز سایه را بشنوید:  بیقرار





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




بعد از ظهر دیروز فروغ فرخزاد شاعره‌ی معروف در یک حادثه‌ی رانندگی در دروس شمیران کشته شد. فروغ در عین حال فیلم‌سازی ماهر بود. یک‌بار نیز روی صحنه‌ی تأتر ظاهر شد و در پییس شش شخصیت در جستجوی نویسنده بازی کرد. حادثه ساعت چهار و نیم بعد از ظهر دیروز در خیابان لقمان‌الدوله ادهم دروس، چهارراه مرودشت روی داد. شدت تصادف به حدی بود [که] درب طرف راننده‌ی استیشن فروغ باز شد و فروغ که سرش به شیشه‌ی جلوی استیشن برخورد کرده بود، پس از باز شدن درب به گوشه‌ی خیابان افتاد و سرش به جدول جوی آب کنار خیابان برخورد کرد و بیهوش شد. وی فوراً به بیمارستان پهلوی تجریش منتقل شد ولی پیش از رسیدن به بیمارستان جان سپرد. جسد فروغ فرخزاد برای تعیین علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد. از فروغ فرخزاد یک پسر و چندین کتاب شعر و چند فیلم‌نامه باقی مانده است. [...] فروغ پس از جدا شدن از همسرش پرویز شاپور به تنهایی زندگی می‌کرد. فروغ فرخزاد ۳۲ سال داشت، در هفده‌سالگی ازدواج کرد و دارای پسری ۱۴ ساله به نام کامران [کامیار] است.

*«دیروز در یک حادثه‌ی رانندگی فروغ فرخزاد کشته شد»، روزنــامه‌ی اطلاعات، ۲۵ بهمن ۱۳۴۵


او را شهید بنامیم، زیرا همان که زندگی آدم‌ها یکی با دیگری فرق می‌کند، مرگ آن‌ها نیز مثل زندگی‌شان مفهومی جداگانه دارد، مثلا ًمرگ نیما، مصیبت نبود، تصادف و تقدیر نبود، جبر حرکت یکسان و یک‌دست زمان بود، ولی مرگ فروغ، نه فقط مصیبت بود، بلکه واکنشی علیه طبیعت بود، نه فقط تصادف و تقدیر، بلکه توقف ناگهانی چرخ زمان بود. مرگ نیما مرگ طبیعی بود، چرا که نیما پیر شد و مرد، ولی مرگ فروغ، مرگ غیر طبیعی بود، مرگ فروغ، مرگی جوان بود.
ما مردان این نسل هر قدر هم که از نظر بینش و اندیشه و برداشت و خلاقیت و سایر چیزها با یکدیگر تفاوت‌هایی داشته باشیم، باز هم به فاصله‌هایی کم یا بیش با هم قابل مقایسه هستیم، ولی فرخزاد، به دلیل موقعیت خاصی که داشت با هیچ کس قابل مقایسه نیست، زیرا اگر شاعران مرد هر یک سهمی از ظرفیت مردانگی خود را نشان داده نقشی بر دوش داشته‌اند، فرخزاد به تنهایی زبان گویای زن صامت ایرانی در طول قرن‌هاست، فرخزاد انفجار عقده‌ی دردناک و به تنگ‌آمده‌ی سکوت زن ایرانی است.

*براهنی، رضا، «فروغ فرخزاد، شاعره‌ی شهید»، مجله‌ی فردوسی، شماره‌ی ۸۰۴، ۲ اسفند ۱۳۴۵



  • 24 بهمن ماه، سالروز ترور جنایت بار فروغ فرخزاد، این شاعر آزاده ایران زمین می باشد. یادش گرامی  و شعرهایش همواره در هنر و فرهنگ این سرزمین جاری باد.
  • تصویر فوق یکی از عکسهای مجموعه آثار "به روایت یک شاهد عینی" اثر ارزشمند "آزاده اخلاقی" می باشد. نوشته فوق نیز، متنی که او برای این تصویر خود در نظر گرفته است. تماشای این مجموعه از نزدیک، آدم را میخکوب می کند از ظرافت کار و توجه به جزئیات. اینجاست که به راستی برتری عکس و توقف تاریخ و ثبت لحظه در قاب عکس را می شود به خوبی فهمید.
  • «به روایت یک شاهد عینی» مجموعه‌ی عکسی است از صحنه‌های بازسازی‌شده مربوط به مرگ‌های تراژیک تاریخ معاصر ایران. از اعدام جهانگیرخان صوراسرافیل و واقعه‌ ۱۶ آذر گرفته تا صحنه‌ تصادف فروغ فرخزاد و مرگ علی شریعتی. خود آزاده اخلاقی در نقش کاراکتری در تمامی این تصاویر حضور دارد (مانند زن سمت راست تصویر بالا) . برای آشنایی بیشتر با این مجموعه ارزشمند، اینجا را ببینید. اگر جایی دیدید تمام و یا بخشی از این آثار به بهانه نمایشگاهی قرار است به نمایش درآید، حتما براش وقت بگذارید و لذت ببرید از هنر عکس و ثبت لحظات.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


امروز در بیست و دوم بهمن، خبری چندخطی درباره فیلم "عصبانی نیستم" خوندم که خیلی عصبانی ام کرد. فیلمی که در جشنواره فجر امسال به تهیه کنندگی و کارگردانی "رضا دُرمیشیان" شرکت کرده بود و در طول اکران و نشست های خبری اش با انواع و اقسام بی برنامه گی ها، رخدادهای غیرمنتظره و تغییرناگهانی ساعتهای اکران مورد لطف و امتنان قرار گرفته بود! فیلمی که یه خورده بیشتر از شاید، دیگه اجازه اکران بهش ندن. تنها فیلمی که امسال دوست داشتم دوستی، همراهی، پایه ای بود و میرفتیم تو جشنواره سرما و صف را تحمل میکردیم و به تماشایش می نشستیم، بی شک همین فیلم بود، چون از قبل درباره پتانسیل بالای فیلم اطلاع داشتم.
اصل خبر را شما هم بخوانید:

تهیه کننده «عصبانی نیستم» برای آرامش در جشنواره خواستار حذف این فیلم از بخش داوری شد.
به گزارش مهر، شهیدی فرد مجری اختتامیه سی و دومین جشنواره فیلم فجر اعلام کرد: رضا درمیشیان تهیه‌کننده فیلم سینمایی «عصبانی نیستم!» به کارگردانی رضا دُرمیشیان برای برقراری آرامش در سینما و جشنواره فیلم فجر خواستار کناره‌گیری این فیلم از داوری جشنواره فیلم فجر شده است.
فیلم «عصبانی نیستم!» به دلیل موضوع آن که به حوادث سال 88 برمی‌گردد مورد انتقاد رسانه های اصولگرا و نمایندگان مجلس قرار گرفته بود.
این فیلم در چند بخش نامزد دریافت جایزه بود.
منبع خبر ++

یاد ترانه همه چی آرومه برادر حمید طالب زاده افتادم. تو تهران همه چی آرومه را اجرا کرد و چند ماهی تو کانالهای ماهواره نشان داده میشد و تو نشریات داخلی چپ و راست مصاحبه می کرد و سه ماه بعد تو لوس آنجلس با ستار و لیلافروهر موزیک ویدیو اجرا کرد. واقعا نمی دونم چی بگم! از آقای جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد انتقاد کنم یا به نمایندگان مجلس و رسانه های اصولگرا تبریک بگم به خاطر اینکه به هدفشون رسیدند. الغرض بیایید کمی با این فیلم برتر جشنواره امسال بیشتر آشنا بشیم.


پوستر فیلم در جشنواره 64 ام  فیلم برلین


بر لینک ادامه مطلب زیر کلیک کنید:


برای ادامه مطلب کلیک کنید


نوع مطلب :
برچسب ها : اطلاع رسانی،
لینک های مرتبط :


1392/11/19 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه

چه سرّی در زخمه‌های تنبور است كه سالهاست مردمان اهل حق و طریقت در ذكرهای خویش آن را همراه دارند و سوز این زخمه ها با آیین های ربانی و معنوی آنان عجین شده است؟ این چه سوزی است كه همواره انسان های وارسته و اهل حق در خلوت خود با آن زمزمه‌ها دارند؟ این نواها و نغمه ها كه ناگاه بر سازهایشان الهام می شود و تنبور دلهایشان را به لرزه در می آورد.

چون چنگ شدم جانا، آن چنگ تو دروا كن         

             صدجان به عوض بستان وآن شیوه تو با ما كن

عیسی چو تویی ما را همكاسه مریم كن            

                          تنبـور دل مـا را هـم نـالـه سـرنا كـن

دستی بنه ای چنگی بر نبض چنین پیری            

                 وان خـون دل زر را در ســاغـر صهـبـا کـن

"حضرت مولانا"



دیشب فرصتی دست داد که قدری روح را زلال کنیم و ساعتی چند، دل را از چه­ کنم ­ها و  چه ­آید­های دنیا بربندیم. گوش فرادادن و سیّال ذهن را پرواز دادن بر نوای تنبور و آواز سیّد آرش شهریاری و گروه موسیقی "روح­تاف" در اجرایی با عنوان - مشق نام لیلی - در تالار وحدت.

 زخمه­های تنبور سیّد آرش به همراه بانگ آواز بانو هوروش خلیلی چه ساده و بی­ریا، سرور را در دلها جاری می­کرد. گفت و شنود چهارتار و تنبور در برخی از قطعات و شریان آوای سازها با یکدیگر، اتمسفری را ایجاد کرده بود که هرکس به حال و هوای خود به وجد می ­آمد و مسرور می­ گشت.




روح­تاف كه در گویش صحیح آن به كردی، «روح تاو» تلفظ می‌شود، لقب حضرت جبرئیل و به معنای كسی است كه روح را در آیینه وجود می‌تاباند و پرورش می‌دهد. این گروه درسال 1378 توسط سید آرش شهریاری با هدف اشاعه موسیقی و فرهنگ قدیم ایران تشكیل گردید.





نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :


1392/11/17 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه

“The Voice

There is a voice inside of you
That whispers all day long,
“I feel this is right for me,
I know that this is wrong.”
No teacher, preacher, parent, friend
Or wise man can decide
What’s right for you–just listen to
The voice that speaks inside.”

 ― Shel Silverstein





Listen to this poem in song of Farshad Fozouni : MediaFire , SoundCloud







نوع مطلب :
برچسب ها : شعر،
لینک های مرتبط :


1392/11/14 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه
Steve Jobs  quotes:


  • We tend to focus much more. People think focus means saying yes to the thing you've got to focus on. But that's not what it means at all. It means saying no to the hundred other good ideas that there are. You have to pick carefully. I'm actually as proud of many of the things we haven't done as the things we have done.



  • When I was 17, I read a quote that went something like: ‘If you live each day as if it was your last, someday you'll most certainly be right.’ It made an impression on me, and since then, for the past 33 years, I have looked in the mirror every morning and asked myself: ‘If today were the last day of my life, would I want to do what I am about to do today?’ And whenever the answer has been ‘No’ for too many days in a row, I know I need to change something.


  • I don't think it's good that we're perceived as different. I think it's important we're perceived as MUCH BETTER. If being different is essential to doing that, then we have to do that, but if we could be much better without being different, that'd be fine with me. I want to be much better! I don't care about being different, but we'll have to be different in some ways to be much better.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1392/11/9 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه


تو این شب ها و روز امتدادهای بعدش ، دوباره دارم جرعه جرعه حریق خزان را می­شنوم و می­نوشم. لامصب عجب چنگی به دل میزنه.

گفتنی نیست وصفش؛ باید شنید. گاه گریست، گاه مسرور گشت و گاه امید را ماند. 

 



حریق خزان:   ++





نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته، اطلاع رسانی،
لینک های مرتبط : حریق خزان، کاورهای آلبوم،


1392/11/8 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه

نیک بنگر و به یاد داشته باش که

   امروز

   همان فردایی است

   که دیروز وعده اش را بر خود می دادیم




نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...