تبلیغات
سیّال ذهن - اینک منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد
 
                                                        


بعد از ظهر دیروز فروغ فرخزاد شاعره‌ی معروف در یک حادثه‌ی رانندگی در دروس شمیران کشته شد. فروغ در عین حال فیلم‌سازی ماهر بود. یک‌بار نیز روی صحنه‌ی تأتر ظاهر شد و در پییس شش شخصیت در جستجوی نویسنده بازی کرد. حادثه ساعت چهار و نیم بعد از ظهر دیروز در خیابان لقمان‌الدوله ادهم دروس، چهارراه مرودشت روی داد. شدت تصادف به حدی بود [که] درب طرف راننده‌ی استیشن فروغ باز شد و فروغ که سرش به شیشه‌ی جلوی استیشن برخورد کرده بود، پس از باز شدن درب به گوشه‌ی خیابان افتاد و سرش به جدول جوی آب کنار خیابان برخورد کرد و بیهوش شد. وی فوراً به بیمارستان پهلوی تجریش منتقل شد ولی پیش از رسیدن به بیمارستان جان سپرد. جسد فروغ فرخزاد برای تعیین علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد. از فروغ فرخزاد یک پسر و چندین کتاب شعر و چند فیلم‌نامه باقی مانده است. [...] فروغ پس از جدا شدن از همسرش پرویز شاپور به تنهایی زندگی می‌کرد. فروغ فرخزاد ۳۲ سال داشت، در هفده‌سالگی ازدواج کرد و دارای پسری ۱۴ ساله به نام کامران [کامیار] است.

*«دیروز در یک حادثه‌ی رانندگی فروغ فرخزاد کشته شد»، روزنــامه‌ی اطلاعات، ۲۵ بهمن ۱۳۴۵


او را شهید بنامیم، زیرا همان که زندگی آدم‌ها یکی با دیگری فرق می‌کند، مرگ آن‌ها نیز مثل زندگی‌شان مفهومی جداگانه دارد، مثلا ًمرگ نیما، مصیبت نبود، تصادف و تقدیر نبود، جبر حرکت یکسان و یک‌دست زمان بود، ولی مرگ فروغ، نه فقط مصیبت بود، بلکه واکنشی علیه طبیعت بود، نه فقط تصادف و تقدیر، بلکه توقف ناگهانی چرخ زمان بود. مرگ نیما مرگ طبیعی بود، چرا که نیما پیر شد و مرد، ولی مرگ فروغ، مرگ غیر طبیعی بود، مرگ فروغ، مرگی جوان بود.
ما مردان این نسل هر قدر هم که از نظر بینش و اندیشه و برداشت و خلاقیت و سایر چیزها با یکدیگر تفاوت‌هایی داشته باشیم، باز هم به فاصله‌هایی کم یا بیش با هم قابل مقایسه هستیم، ولی فرخزاد، به دلیل موقعیت خاصی که داشت با هیچ کس قابل مقایسه نیست، زیرا اگر شاعران مرد هر یک سهمی از ظرفیت مردانگی خود را نشان داده نقشی بر دوش داشته‌اند، فرخزاد به تنهایی زبان گویای زن صامت ایرانی در طول قرن‌هاست، فرخزاد انفجار عقده‌ی دردناک و به تنگ‌آمده‌ی سکوت زن ایرانی است.

*براهنی، رضا، «فروغ فرخزاد، شاعره‌ی شهید»، مجله‌ی فردوسی، شماره‌ی ۸۰۴، ۲ اسفند ۱۳۴۵



  • 24 بهمن ماه، سالروز ترور جنایت بار فروغ فرخزاد، این شاعر آزاده ایران زمین می باشد. یادش گرامی  و شعرهایش همواره در هنر و فرهنگ این سرزمین جاری باد.
  • تصویر فوق یکی از عکسهای مجموعه آثار "به روایت یک شاهد عینی" اثر ارزشمند "آزاده اخلاقی" می باشد. نوشته فوق نیز، متنی که او برای این تصویر خود در نظر گرفته است. تماشای این مجموعه از نزدیک، آدم را میخکوب می کند از ظرافت کار و توجه به جزئیات. اینجاست که به راستی برتری عکس و توقف تاریخ و ثبت لحظه در قاب عکس را می شود به خوبی فهمید.
  • «به روایت یک شاهد عینی» مجموعه‌ی عکسی است از صحنه‌های بازسازی‌شده مربوط به مرگ‌های تراژیک تاریخ معاصر ایران. از اعدام جهانگیرخان صوراسرافیل و واقعه‌ ۱۶ آذر گرفته تا صحنه‌ تصادف فروغ فرخزاد و مرگ علی شریعتی. خود آزاده اخلاقی در نقش کاراکتری در تمامی این تصاویر حضور دارد (مانند زن سمت راست تصویر بالا) . برای آشنایی بیشتر با این مجموعه ارزشمند، اینجا را ببینید. اگر جایی دیدید تمام و یا بخشی از این آثار به بهانه نمایشگاهی قرار است به نمایش درآید، حتما براش وقت بگذارید و لذت ببرید از هنر عکس و ثبت لحظات.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1392/12/5 09:18 ق.ظ
سلام..جالب بود راستی این تصویر تصادف فروغه؟
1392/11/25 07:32 ب.ظ
سلام آقای ملکشاه

باز هم از مطالب ارزندهء وبلاگتون بهره بردم...

و ممنون به خاطر شعر زیبای فریدون مشیری
پاینده باشید
عبّاس ملکشاه:
ممنون از حُسن نظرتون
1392/11/25 03:51 ب.ظ
سلام
بسیار ممنون ازینکه با این عکاس آشناشدم.منم قرار بود یه روز عکاسی بخونم اما نشد.دنیای عجیبیه... دوربین بهانست این نمایش احساس و ادراک است این دنیای پیچیده ذهن است که به نمایش گذاشته میشه...
خیلی لذت بردم از مجموعه آثار ایشون.
تشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.