تبلیغات
سیّال ذهن - بالا سبک ( HighLight )
 
                                                        


سبـکــــتـر  شـدیــم

اما

بالاتــر نـرفتیم دیـگـــر


باری که از روی دوشمان برداشته شد

بالهـایمان بـــــود






  • شعر گلاره جمشیدی / عکس خودم





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر، عکس،
لینک های مرتبط :


1392/12/5 07:44 ب.ظ
باری که از روی دوش هایمان برداشته شد بالهایمان بود.
خیلی زیبا بود.دست مریزاد.
سلام.از سایت دکتر شیری به اینجا رسیدم.می خوانمتان با آرزوی موفقیت فراوان
عبّاس ملکشاه:
ممنون و سپاس از حُسن نظرتون
1392/11/30 10:00 ب.ظ
عکسِ چشم نواز و زیباییه... ابهتش خیلی خوب نشون دادین مرسی
عبّاس ملکشاه:
ممنون از حُسن نظرتون
1392/11/30 09:50 ب.ظ
زیبا بود، یاد نوشته"بالهایت را کجا جا گذاشته ای" از عرفان نظرآهاری افتادم
"خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت : یادت می آید ؟ تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود. اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم بالهایت را کجا جا گذاشتی؟ انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد. آنوقت رو به خدا کرد و گریست... "
عبّاس ملکشاه:
چه متن نغزی. چند باری خوندم. خیلی تامل برانگیز بود
 
"... عزیزم بالهایت را کجا جا گذاشتی..."
1392/11/28 08:43 ق.ظ
درود بر این ابهت و استواری
1392/11/27 08:58 ب.ظ
چه تصویر زیباییاین تصویر رو دیدم حس خیلی خوبی بهم دست داد.ممنونم بسیار زیباست.
امادرمورد نوشته،سکوت جایز است؟یا نیست؟
میخواهم سکوت کنم....
عبّاس ملکشاه:
این عکس که یادگار اتمسفر اول صبح برج آزادی در روزی بود که تا حد زیادی استرس منو از یه خرید بزرگ چند میلیونی کاهش داده بود. یادش به خیر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.