تبلیغات
سیّال ذهن - نقصان جان
 
                                                        
1393/01/1 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه

آه که می زند برون  از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو می کشد کمان

پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟
کز نفس تو دم به دم می شنویم بوی جان

پیش تو جامه در برم نعره زند که بر دَرم!
آمدمت که بنگرم، گریه نمی دهد امان


نقاشی: "آیدین آغداشلو"
شعر: "هـ.الف.سایه"




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1396/04/5 02:13 ق.ظ
core از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب
ابتدا آیا واقعا حل و فصل خوب با من پس از برخی از زمان.

جایی درون جملات شما در واقع
موفق به من مؤمن متاسفانه تنها برای while.
من این کردم مشکل خود را با فراز در منطق
و شما خواهد را سادگی به پر کسانی که معافیت.
در صورتی که شما در واقع که می توانید انجام من می مطمئنا تا پایان تحت تاثیر قرار
داد.
1393/01/25 02:11 ب.ظ
سلام داداش
عبّاس ملکشاه:
سلام به روی ماهت ورزشکار
1393/01/6 01:55 ب.ظ
سلام
سال نو مبارک
امیدوارم سالی پر از شادی و سلامتی و موفقیت داشته باشید.
چه شعر و نقاشی زیبایی...
حس خوبی بهم داد.
عبّاس ملکشاه:
سلام و ممنون. امیدوارم سال خوبی هم برای شما باشه
: )
زیبایی این اشعار در آواز استاد ناظری صد چندان میشه
1393/01/5 03:17 ب.ظ
سلام آقای عباس
سال نو مبارک
امیدوارم امسال دیگه باشید چون پارسال کلا نبودید.
امیدوارم هرآنچه خیروصلاح شماست براتون تو سال جدید اتفاق بیوفته.
عبّاس ملکشاه:
سپاس بانو
تا چه پیش آید و ما چه انجام دهیم
1393/01/2 03:08 ق.ظ
آمدمت که بنگرم باز نظربه خودکنم
سیرنمیشودنظر بس که لطیف منظری.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.