تبلیغات
سیّال ذهن - نردبان درون
 
                                                        
1392/06/27 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه



Picture from Spanish photographer  Chema Madoz





نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :


1393/11/13 01:07 ق.ظ
پارسال با وبلاگتون آشنا شدم.متن هایی رو به اسم ناشناس مثل متن قبلی مینوشتم.اما ترجیح میدم از این به بعد با اسم واقعی خودم بنویسم.
آرامش خاصی داره مطالبتون...مرسی.
عبّاس ملکشاه:
سلام بر شما و ممنون از حُسن نظرتون

سپاس و تشکر
1393/11/13 12:03 ق.ظ
خشم درد رنج بی مهری ظلم ترس چه واژگان آشنایی برای زن است...
میگویند فمینیستی؟
کسی نیست بگوید پیدایش این مکتب هم ظلم است...
اطاعت کن اعتراض نکن...
باشد میسازم و بالا میروم...شاید بجای خودم به خدا رسیدم...
پاداش صبرم.
1393/05/28 01:33 ب.ظ
ببار ای ابر می اندود من مستانه ام کن
بسوز اندیشه را
از بیخ و بن دیوانه ام کن
چو رودی بر روانم شو روان ای دولت شب
بکن تن را ز من، من را ز جان جانانه ام کن ...
1392/07/5 11:07 ب.ظ
درست زمانی متن شمارا خواندم که بسیار نفس بریده بودم.سپاسگزارم
عبّاس ملکشاه:
ممنون از فیدبکهای خوب خوانندگان که خستگی را از تن آدم در میکند.
برقرار باشید
1392/07/3 05:33 ب.ظ
میخوام یه چی بگم که تا به حال ازم شنیدین نردبان ساختم روی ترسام قدم برداشتم و خودم رو تو اون حالت و غرق تو اون حس دیدم
1392/07/3 11:24 ق.ظ
سلام تازه با وبتون اشنا شدم. خیلی زیبا نوشتید. موفق باشید
عبّاس ملکشاه:
سلام و ممنون از حضورتون خانم
1392/06/31 07:30 ق.ظ
به عبارتی صداقت بی رحمانه نسبت به خود . تجربه سختی داشتم ولی می ارزید دوباره متولد شدم.شاید بهتر بگم بزرگ تر شدم
عبّاس ملکشاه:
در حینش شاید کارمون به پوست اندازی روحی برسه ولی بعدش می فهمم که چه ارزشمند با شناختمون رشد کردیم
1392/06/31 01:41 ق.ظ
با اجازه من از این مطلبتون با ذکر منبع تو وبلاگم استفاده کردم
http://note2note.blogfa.com/post/95
عبّاس ملکشاه:
خواهش میکنم. مایه افتخاره. چه مطلب دل نشینی هم تو پسستون نوشتید.
1392/06/30 11:02 ب.ظ
هر دوش سخت و دردناکه ولی به آخرش می ارزه
متن قشنگی بود، ممنون
عبّاس ملکشاه:
ممنون از شما. برقرار باشید
1392/06/30 10:11 ب.ظ
به روی چَشم... نردبان هم میسازیم...
پاییزتون شاد آقای ملکشاهِ عزیز.
عبّاس ملکشاه:
این نردبان برای ایجاد نیاز به هنر assemble داره که باید پاش نشست و انجامش داد
ممنون خانم. به امید پاییزی متفاوت و متعالی برای همه
1392/06/30 02:29 ب.ظ
ممنون از اینکه این حس وجودتون رو به اشتراک گذاشتین واز چیزی گفتین که تجربه شده به معنی واقعی کلمه.
ومن چه سرخوش میشوم از نوشته هایی که حاصل تعمل وتجربه وهنر نویسنده وگوینده است.
باز هم ممنون
عبّاس ملکشاه:
و ممنون از حضور خوانندگان خوبی مثل شما که متقابلا وبلاگ نوشته هاشون پردرس هستش
1392/06/30 11:29 ق.ظ
زیبا گفتی...
عکس هم خیلی قشنگ
عبّاس ملکشاه:
ممنون آقا.
نوشته های شما هم همیشه خواندنی است
: )
1392/06/30 10:47 ق.ظ
هزار ماشالله...هزار الله اكبر...هزار هزار آفرین به شما...كه اینطور زیبا نوشتید
عبّاس ملکشاه:
ممنون خانم ولی دیگه نه این قدر
: )
1392/06/30 12:45 ق.ظ
نردبانی بسازید و گام بر پله های آن بگذارید به امید رسیدن به خود...
عبّاس ملکشاه:
و ماحصل شناخت خود و ارزشهای خود
1392/06/28 11:29 ق.ظ
خشم و عصبانیت و غم و ...یك سیستم دفاعی طبیعیه در آدم. وقتی بروز می كنند به نظر گاهی باید احساسون كرد نه دفعشون. اگر من آدم عصبانی نشم از موضوعات و دلگیر و غمگین نشم یه سنگم كه هیچ چیز نمی تونه بشكنه اون رو اما وقتی بروزشون دادی با خلاقیت خودت اونوقته كه به قول شما نردبانی كه ازش ساختیم خود واقعی مون رو می یابیم.
موفق باشید
عبّاس ملکشاه:
بروزشون باید بدیم ، نه در جهت خودخوری و افتادن تو لوپ حال خراب کردن خودمون
باید غمش را خورد و بعدش ...
1392/06/28 10:37 ق.ظ
دقیقا
خشم باید درادم تبدیل به قدرت بشه نه نفرت تا بتونه کاری کنه...

در وبلاگ شما نشونه های آرامش زیاده،خوشنویسی،موسیقی،عکاسی ،شعر و..
زبان هم که دیگه عالی!
عبّاس ملکشاه:
بدترین کار انسان انباشت نفرت از خودخوری خشمش هست.

شما لطف دارید. با حضور خوانندگان خوبی چون شما؛ ممنون از حضورتون
1392/06/27 09:56 ب.ظ
ماشاالله
1392/06/27 04:14 ب.ظ
سلام داداش
متن پرنغز و با مفهومی نگاشتی بسی لذت بردم فوق العاده اس...
منتظر مطالب قشنگ دیگه ات هستم
عبّاس ملکشاه:
ممنون از حُسن نظرت. برقرار باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.