تبلیغات
سیّال ذهن - پیش آغاز نوشت
 
                                                        
1392/07/5 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه
 
بعضی اوقات نیازی به راه حل های پیچیده نیست. کافی است داستان های کودکی مان را به خاطر آوریم؛






 





نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :


1394/06/10 01:34 ق.ظ
استاد بزرگوار سلام
این جمله از صمد تحریف شده است. اگر دقت کنیم و به اصل کتاب ماهی سیاه کوچولو مراجعه کنیم این است که: شما زیادی فکر میکنید. همه اش که نباید فکر کرد. راه که بیفتیم ترسمان میریزد.
عبّاس ملکشاه:
ممنون از اینکه اشاره کردید
سپاس
1392/07/8 03:04 ب.ظ
اینکه بتونی به ترس خودت برای شروع غلبه کنی و بسم الله بگی یه طرف... تلاش برای از بین بردن ترس ماهی هایی که حتی فکر دریا به ذهنشون خطور نکرده و بالاجبار همراهت در این مسیر هستن یه طرف...
عبّاس ملکشاه:
مهم و منظور بنده ترس خود بود ولی این هم نکته ظریفیه
1392/07/6 09:56 ب.ظ
سبک میشوی ازغیر،
آنگاه که پر میشوی از خودت.
ببین...
خوب تماشا کن...
راه دور است ،
مسیر پر از فراز ونشیب ،
کوله ات را بردار
نمیدانی چه کیفی دارد
که از این بودن به شدن برسی.
میدانی که چه میگویم آدم!
این نوشته شما ونوشته دوست شما آقا علیرضا باعث شد این متن رو بنویسم .که الان گذاشتمش تو وبلاگ
عبّاس ملکشاه:
چه متن زیبایی
"که از این بودن به شدن برسی ای آدم "
زنده باد
1392/07/6 09:23 ق.ظ
اسم صمد که میاد یاد این گفته او میاد تو ذهنم میگه:
(نمی خواهم چیزی بشوم...
تنها می خواهم یک انسان باشمم...
دوست من باور کن...
مشکل است آدم یک "انسان" بشود...)
مرسی عباس
عبّاس ملکشاه:
چه ارزشی زیباتر از انسان بودن
ممنون علیرضا جان. همیشه برقرار باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.