تبلیغات
سیّال ذهن - شمس نوشت
 
                                                        
1392/08/12 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه






پی نوشت
+ امشب بعد از اینکه دیر وقت اومدم خونه و داشبورد وبلاگم را باز کردم ، دیدم باز هم چندتا کامنت گرفتم که آقای ملکشاه اتفاقی افتاده؟ چند وقتیه نیستید و از این حرفها. همین جا خواستم از تمام دوستان حقیقی و وبلاگی که با ایمیل و کامنت جویای احوال من و پیگیر نوشته های من حقیر هستند، تشکر کنم و بگم این روزها حقیقتش علاوه بر سرشلوغی، دست و دلم به نوشتن نمیره و فکرم درگیره. موضوعی که از برخی که به معنای واقعی کلمه بزرگوارن، واسم قابل هضم نیست. در هر صورت خوشم نمیاد اینجا را که مبنایم بوده همیشه توش امید، شور و یا سکون قبل از حرکت به جلو، جریان داشته باشه، به نوشته هایی از نوع دیگر اختصاص بدم. الغرض اینکه سیّال ذهن تا زمانی که سیّال ذهنم برقرار باشه، مَحمِل نوشته هایم خواهد بود. ولو در اندازه چند کلمه یا یک بیت شعر.

++ تصویر خودم امشب - شعر مولانا




نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته، شعر،
لینک های مرتبط :


1392/08/18 08:40 ب.ظ
نه بخدا جدی میگم
1392/08/16 10:02 ق.ظ
من قوربونت برم عزیز چقده تو خوبیاحساست رو دوست دارم چون حس پاك بودن رو از فاصله ی دور میشه حس كرد و اینجاست كه دوری معنا پیدا نمیكنه
عبّاس ملکشاه:
بابا دیاکو. چوب کاری نفرما
1392/08/14 10:45 ق.ظ
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی!
عبّاس ملکشاه:
این خضر ما هم دلش میوه ممنوعه داره
1392/08/14 08:50 ق.ظ
سلام آقای ملکشاه قدر این احساس زیبایت رو بدون و نزار مشغولیات روزمره این حس و حال رو ازت بگیره همیشه به وبت سر میزنم وازمطالب زیبایت لذت می برم موفق باشی
عبّاس ملکشاه:
بزرگواری قهرمان. خوش به حال شما که با ورزش خودتون را رشد می دید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.