تبلیغات
سیّال ذهن - ساعت های زنـدگی
 
                                                        
1392/09/14 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه


زنـدگـی   زیباسـت   ای زیبا پـسـند       زنـــده  انـدیـشان  به  زیـبایی  رسـنـد

آن قـدر  زیباسـت این  بی بازگشت       کـز بـرایـش  می توان از جان گـذشـت

مـردن   عاشـق   نـمی میــرانــدش       در    چـراغـی   تازه   می گــیــرانــدش

باغ ها  گـرچـه  دیـــوار   و  در است       از  هـواشان  راه  با  یــکـدیــگــر  است

شاخه ها را از جدایی گر غم است       ریشه هاشان دست دردست هم است





خیلی وقت بود که خبر فوت کسی تو اطرافیانم را نشنیده بودم ولی در دو سه هفته گذشته، چندتایی از دوستان بزرگوار و آشنایم در غم از دست دادن عزیزانشان، داغدار شده اند. از فوت آقای ستوده، کوه نورد چهل ساله و صاحب وبلاگ نشاط کوهستان که اشکان عزیزم را داغدار کرد تا آخریش که زنگ زدم به دوست بزرگوارم و پی گیر صدا و حال گرفته اش پشت تلفن شدم که فهمیدم متاسفانه دایی ایشون فوت کردند. امروز فردا هم احتمالا پدر دوستم مهرداد تو بیمارستان مرحوم میشه، چون پزشکان دیگه ازش قطع امید کردند.
خدا بیامرزه این رفتگان را و آرزومندم این بزرگواران، حالاحالاها غم از دست دادن عزیزی را تجربه نکنند که خیلی سخته. خدا رفتگان شما را هم قرین رحمت کنه. شاید خوشایندمون نباشه ولی واقعا به تعبیر قرآن، مرگ از رگ گردن به ما نزدیکتره!




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر،
لینک های مرتبط :


1392/09/18 12:37 ب.ظ
سلام خدا رحمت کنه همه گذشتگان رو یاد تک بیت شعری که در غم از دست دادن پدر بزرگوارم نگاشتم افتادم :
در مصلای دلم گرد ضریح قامتت
تا ابد چون زائران ناتوان خواهم گریست
عبّاس ملکشاه:
خدا رحمتش کنه داریوش
دلم پرکشید داداش
1392/09/17 10:55 ق.ظ
كاهی آدمی در میمونه از درك مرك و میرهای تسلسلی ك تو یه برهه از زندكی هركس تشدید میشه و مدام خبر ناكوار میشنوی_شاید وقتشه قدر آدمارو بیشتر و بهتر بدونیم_‏ تسلیت منو بذیرا باشید
عبّاس ملکشاه:
بزرگوارید سرکار خانم
1392/09/15 06:36 ب.ظ
ماکه اینقد عزیز از دست دادیم دیگه ب عبارتی پوستمون کلفت شد...اما من ثانیه ای نیس ب مرگ فک نکنم چون خیلی نزدیکه خیلی...با اینحال بازم غافلم گاهی...
عبّاس ملکشاه:
واقعا مرگ مصداق عبارت ... خیلی دور ... خیلی نزدیک ... هستش.
1392/09/15 02:55 ق.ظ
عجب عکسایی پیدا میکنین شما . یکی از یکی پر معناتر
1392/09/14 08:01 ب.ظ
واقعا از دست دادن عزیز سخته. اون هم تو روزهای خاصی که توش هستیم. دلم گرفت جناب ملکشاه
عبّاس ملکشاه:
: (
1392/09/14 10:54 ق.ظ
تركیب اون ساعتها به زیبایی زمان رو به تصویر كشیده.
واقعن درسته هر چیزی چاره ای داره جز مرگ. خیلی اوقات كه به مرگ خودم فكر می كنم به خودم یادآروی می كنم شاید امروز دیگه من بازگشتی نداشته باشم .امروز رو كه شده لااقل درست زندگی كنم و ...
عبّاس ملکشاه:
بزرگترین تلنگری که همیشه من از فکر به مرگ و زمان محدود زندگی مون سعی می کنم بگیرم، مسئولیت در برابر زندگی و وقتم هست.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.