تبلیغات
سیّال ذهن - خداحافظ آذر - سلام بر خرداد
 
                                                        
این پست را می بایست هفته پیش و به مناسبت شب یلدا می نوشتم ولی متاسفانه وقتش پیش نیومد. به هر حال الآن میگم قضیه از چه قراره. شب آخر پاییز یعنی همون شب چله یا یلدای خودمون با تمام قدمت و رسوم خوب هزاران ساله اش که در این کهن دیار جاری است، واسه هرکسی به نوبه خودش یه رنگ و بوی خاص خودش را داره.فرم و نماد سمبلیک این شب یعنی جمع شدن فامیل پیش هم تو خونه بزرگترها و خوردن هندوانه و انار، تا تفالی دست جمعی زدن به حافظ را تقریبا همه می دونند. سوای تمام این رسومات خوب که امیدوارم هرشب ایرانیان خونه شون یلدایی باشه، برای من گذشتن شب یلدا از یه جهت دیگه خیلی مهم هستش. یه جورایی نویدبخش و دلگرم کننده. به نمودار زیر دقت کنید تا در ادامه مطلب بگم قضیه از چه قراره:


اعداد محور افقی یعنی 1 تا 12 نمایانگر ماه های دوازده گانه سال و مقیاس محور عمودی نمودار بر حسب ساعت می باشد. بدون احتساب جلوکشیدن ساعت در نیمه دوم سال


خط عمودی کوتاهتر سمت راست نمودار را ببینید. آخرین روز پاییز به شب طولانی اش معروف شده نه به روز کوتاه اش. آسمان در این روز کمتر از نصف روز روشن هست و خورشید این سرمنشا تمام انرژی های کیهان،کمترین تابش را به سوی زمین انسان ها در این روز داره. با اتمام پاییز و شروع زمستان هر چه می گذرد، اندک اندک، خورشید زودتر طلوع می کند و همچنین در عصرگاه، غروب و رفتن خودش را با تاخیر بیشتری همراه می کند.
به واگرایی خطوط بالا و پایین نمودار از برج 9 به بعد دقت کنید و این واگرایی را بعد از اتمام نمودار در برج 12، از برج 1 یعنی شروع نمودار دوباره از سربگیرید و تعقیب کنید تا به خط بلند عمودی سمت چپ نمودار برسید. این خط بلند بر روی چه روزی واقع شده است؟ بله 31 خرداد؛ یعنی آخرین روز بهار و یا اولین روز تابستون دوست داشتنی. روزی بسیار بسیار مهم که زمین و ما ساکنان آن بیشترین و طولانی ترین مدت بهره برداری از تابش خورشید را دارا هستیم. روزی که در تهران دیرترین موقع یعنی ساعت 20:45 بانگ اذان می پیچد. روزی که باید آنرا روز چله یا روز یلدا نامید. روزی که باید موقع غروب خورشید، حتما بهش نگاه کرد و از این همه بالاسرتابیدن ازش تشکر کرد.
درسته که خیلی مونده تا اون موقع ولی من این روزها، هر روز صبح که از خواب برمیخیزم، حواسم به این نکته هست که امروز خورشید، هر چند اندک ولی بیشتر از روز قبل، بالای سرما انرژی رسانی می کنه. حتی اگر هوا ابری باشه. حتی اگر تو یه روز سرد و برفی زمستونی باشم. می دونم که فردا و فرداهام روزهای بلند و بلندتری خواهم داشت و باید منم بیشتر و بیشتر انرژی داشته باشم. چون یه چیزی اون بالا تو آسمون هست که هر روز بیشتر به من نور و انرژی می رسونه. به قول فرهاد که می گفت با اینا زمستونو سر می کنم، به نظر من چه نزدیک عید باشیم یا تو چله برف بهمن، باید با روزهای طولانی شونده باید زمستون را سر کرد و بعد از گذر از بهار به استقبال اولین روز تابستان و وداع با خرداد رفت.

این روزهای ابتدایی دیماه یا همون آخر دسامبر ، این ترانه زیبای Leonard Cohan چه قدر می چسبه.
روزهاتون بلند و بلندتر و دلهاتون بزرگ و بزرگتر باد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1392/10/10 03:32 ب.ظ
راستی پس فلامینگوها کجان؟
1392/10/10 02:21 ب.ظ
خیلی جالب بود. میشه به این نظم دقیق بین فصل ها و روابط زمانی شون، ساعت ها فکر کرد. اینکه روز و شب هر چی باشن مکمل هم هستن و با هم یه روز از تقویم رو میسازن.
نرم نرمک هر روز یک دقیقه ی ناچیز به زمان روز و روشنایی اضافه میشه که اصلن به چشم نمیاد اما آخر فصل میشه 90 دقیقه ی با ارزش و یه تحول باور نکردنی
عبّاس ملکشاه:
ممنون از حُسن نظرتون. به قول سایه بزرگ، این هنر گام زمانه
1392/10/8 11:03 ق.ظ
عالی بود ممنون
عبّاس ملکشاه:
ممنون از حُسن نظرتون
1392/10/6 07:58 ب.ظ
چه دیدگاه جالب داری مهندس. با رسم نمودار توضیح دهید
عبّاس ملکشاه:
: )
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.