تبلیغات
سیّال ذهن - مطالب شهریور 1392
 
                                                        
1392/06/27 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه



Picture from Spanish photographer  Chema Madoz





نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :


1392/06/23 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه


 Last Friday at TOBA Prosperity Home , I have got familiar with the Blob Tree animated characters  In Blob Tree poster, we can see some characters in different faces and body modes, which are trying to climb the tree. 



  The Blob Tree  poster is designed to help people, think about their feelings and articulate  and relationships in a specific context. The visual appeal and simplicity of the tree means that it can be used in a variety of situations in a fun and non threatening way.

  Blobs are neither male nor female,neither  young nor old,neither slave nor free! They are open to interpretation. Each character can be you, your partner, your best friend or a personal enemy. What’s right for you might be completely the opposite for someone else.

  Blobs are a way to discuss issues in a deep, meaningful way and yet they can be understood by our inner-adult or inner-child. We might look at a poster and say that we feel like one Blob today, but tomorrow it may be completely different Blob. Even we can find our friends personality in those Blobs on tree!

  The secret of how to use the Blob tree Posters is in asking ourselves truly, which is my mood now ,not which mood I prefer to be now. We can compare our online mode in a character on tree, with the other blobs and help ourselves to know why we are not OK and why the other are OK or NOT OK.

  See these meaningful Blob Tree posters and try to find yourself on the tree! Even you can find everyone in around of you in it. You can think and make better decisions about yourself and people around you. You can explain each Blob character.









  • Big book of Blob Trees by Pip Wilson & Ian Long :  ++
  • www.BlobTree.com




نوع مطلب :
برچسب ها : اطلاع رسانی،
لینک های مرتبط : Pip Wilson،


1392/06/22 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه



چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون                   
                              دلم را دوزخی سازد، دو چشمم را کند جیحون

چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه بِرباید                                
                                     چو کشتی ام دراندازد میان قُلزُم پرخون

زَنَد موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد                       
                                
که هر تخته فرو ریزد زِ گردشهای گوناگون

نهنگی هم برآرد سر، خورد آن آب دریا را                           
                                چنان دریای بی پایان شود بی آب چون هامون

چو این تبدیلها آمد، نه هامون ماند و نه دریا                         

                   چه دانم من دِگر چون شد، که چون غرق است دردی چون

چه دانم های بسیار است، لیکن من نمی دانم                          

                                 که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی اَفیون










می تونید بشنوید و زندگی کنید:  ++


می تونید این نوشته را هم بخونید: ++







نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته، شعر،
لینک های مرتبط : این غزل سوار بر آواز استاد ناظری،


1392/06/21 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه


نادان  را

از هر طرف که بنویسیم و بخوانیم

باز هم نادان است؛


بیش از همه حواسمان به نادانی خودمان باشد !





نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :



دیدید گاهی اوقات بعد از یک اتفاق یا یه شوک عاطفی ، کودک درون آدم هِی بال بال میزنه که باید حرفش را بزنه و خودش را تخلیه کنه. والد درون آدم هم، همش سوقش میده این کودک درون را که: خاک بر سرت ، حرف حق را باید زد تا سبک بشی. نزنی عقده ای میشی؛ و اونوقته که ...

حالا شده حکایت من تو دو سه هفته پیش ، که شرایط جوری رقم خورد که مجال این تخلیه برای کودکم فراهم نشد. درست مثل تصویر زیر که جبر روزگار مثل یه قفل مانع باز شدن و شروع به بریدن و خراب کردن همه چی توسط حرفهای احساسی و یه طرفه کودک درونم شد. البته حرص خوردن_هام  هم کم نبود.



الان که دارم بالغانه به این روند فکر میکنم، میبینم که قدیمی_ها چه قشنگ می گفتند که تو خشم یا هیجان یا احساس شدید، تصمیماتی نگیر که بعدا پشیمون بشی و ناچار بشی برای اینکه پیش خودت کم نیاری ، ناخواسته کم یا زیاد تو یه بازی یا رول گند و انرژی تلف کن بیفتی.


پ.ن:
برای آشنایی با مفاهیم "کودک-والد-بالغ" میتونید روی این لینک نوشته خانم موسوی کلیک کنید:   TA






نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :


1392/06/16 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه

دیروز جمعه بعدازظهر، گردهمایی بچه های مراکز سمپاد کرج بود. خیلی از فارغ التحصیلان سالهای 75 تا 91 به همراه معلمان و معاونان قدیم و جدید دو مرکز پسرانه و دخترانه سمپاد کرج (شهیدسلطانی و فرزانگان) هم اومده بودند و جمعیت بالای پانصد تا ششصد نفری ، گرد هم جمع شده بودند. من هم با اینکه جمعه عصر کلاس مهمی داشتم ولی به اتفاق خواهرم رفتیم به دیدار همکلاسیهای سابقمون.
حال و هوای عجیبی بود. اون هم برای منی که بعضی از دوستان و بچه ها را بعد از ده سال میدیدم. واقعا مرور خاطرات قدیمی و صحبت از تلاشها ، پیشرفتها و گاها شکستها اون هم از نزدیک یه چیز دیگه است.
دلم می خواست از این گردهمایی و حال و هواش اینجا بنویسم، حتی شالوده متنش را هم حاضر کرده بودم ولی وقتی یادداشت بزرگتر سمپاد؛ "مهبد زلکی زاده" بزرگوار را در صفحه فیس بوکش خوندم که اینقدر گیرا نوشته و چه قدر خوب وصف الحال ما، حاضرین جمع را بیان کرده، ترجیح دادم اون را عینا در  ادامه مطلب این پست بنویسم تا همیشه برام بماند.
و حواسم باشه که جناب آقای عباس ملکشاه، همیشه یادت باشه که تو برخاسته و جز چه اتمسفر ارزشمندی هستی. هیچ وقت نباید اجازه بدی که مشکلات ، نامردی ها و تنبلی ها بر تو چیره بشه که نتونی بالغانه فکر کنی ، تصمیم بگیری و پیش بری. به قول خواجه که چه زیبا میگه:

تو خود حجاب خودی حافظ ، از میان برخیز








ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط : منبع،


1392/06/12 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه



Picture from French Artist : Gilbert Garcin






نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط : Gilbert Garcin،


1392/06/7 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1392/06/5 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه
یه پروژه طراحی دست گرفتم  که دو سال پیش یه بار انجام داده بودمش البته نه به کاملی این یکی. هر کاری کردم جواب مطلوب نگرفتم. هر کاری. حتی توش چرخ را از اول اختراع کردم ولی بازم نشد که نشد.
بعد از کلی فکر کردن و حمله کردن همه جانبه بهش ، کاشف به عمل اومد که ای بابا  ،  آی.سی  هم آی.سی_های قدیم. خیلی از المانها و چیپ_های موجود تو بازار الکترونیک الآن ایران ، تقلبی اند .

تقلبی


این یه مورد را تا حالا نداشتیم که شکر خدا این هم اومد و جماعت الکترونیک باز را از علافی درآورد.
روحانی مچکریم ;





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1392/06/4 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه

آرزوها بر دو قِسم_اند. برخی مربوط به نفس_اند که حتی پس از برآورده شدن هم در ما احساس "رضایت" ایجاد نمیکنند و برخی دیگر مربوط به روح_اند و ویژگی انتخابهای روح این است که تا انتهای عمر در ما  "حَظ" ایجاد میکنند.





نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :


بعد از راهیابی تیم ملی فوتبال کشور عزیزمون ایران به جام جهانی ، دولت سابق به هرکدام از فوتبالیست ها و اعضای کادر فنی به عنوان پاداش، مبلغ 50 میلیون تومان پاداش نقدی به علاوه مجوز واردات یک دستگاه خودرو ، خارج از ضوابط مشول را بهشون اهدا کرد.

هر گونه پاداش نقدی به این عزیزان نوش جونشون باشه چون کار بزرگی انجام داند ، منتها مجوز واردات خودرو از همون موقع کلی سر و صدا کرد. میدونید چرا:

  • این مجوز شامل واردات هر نوع خودرو سواری میشد. مثلا فراری، لامبورگینی و رولز رویس .با توجه به اینکه خودروهایی که اینگونه وارد کشور می‌شوند تک بوده و نمونه مشابه آن‌ها در داخل کشور وجود نداره دارای ارزش بسیاری بالایی هستند و یه جورایی قیمت اونها توافقی می باشه نه طبق ضابطه و دودوتا چهارتا.  مثلا قیمت جهانی خودروهایی چون فراری و لامبورگینی با توجه به مدل‌های مختلف آن بین 160 تا 250 هزار یورو است . بنابراین با توجه به تعرفه و همچنین با احتساب نرخ ارز، هزینه واردات این خودروها حدودا بین یک تا یک میلیارد و 700 میلیون تومان آب می خوره و تو بازار ایران با قیمتی بین سه تا پنج میلیارد تومان به فروش میرسند. حالا فکر کنید برای وارداتشون اگر هیچ هزینه گمرکی ندهند ، حاشیه سود میتونه تا چه قدر بالا باشه. حتی تا سه میلیارد تومان


  • به غیر از این حاشیه سود فضایی ، جنبه خیلی مهمتر این کار مجوز استفاده از رانت هستش که به دل خیلی از مردم زحمت کش کشور ما سنگین اومد. یعنی یه جورایی مهر تایید دولت برای وجود داشتن همچین فرصت هایی برای سودهای میلیاردی که اگر افرادی به هر طریقی بتونند بهش دسترسی پیدا کرده و ازش استفاده کنند ، ولو برای فقط یک بار ، تا آخر عمر بدون کوچکترین زحمتی ثروتمند میشند!  اون وقت در نظر بگیرید خیلی از مردم کشور ما برای اینکه بتونند نیازها و استانداردهای رایج زندگیشون را تامیین کنند، مجبورند تو این دود و دم تهران هی کلاچ بگیرند و دنده عوض کنند و تو یه اتاق آهنی که فقط اسمش خودرو هست فرسوده بشن. هر دوی این دو دسته دارند به وسیله خودرو پول درمیارند ولی هر وجدان سالمی وقتی تفاوت نسبت زحمت/درآمد را میبنه ،  مغزش فریز میشه و دلش به درد میاد.

 

 

دردناک تر  قضیه داستان "در دیزی بازه ، حیای گربه کجاست"   هستش. وقتی اسامی  بازیکنان و دست اندرکان دخیل در صعود تیم ملی را برای صدور مجوز خودرو  توسط  فدراسون فوتبال ارایه شد، خود وزارت ورزش دولت قبل به این علت که کلی افراد بی ربط تو لیست 53 نفره (!) وجود داشت ، اونو قبول نکرد و به فدراسیون فوتبال برگردوند تا اصلاحش کنه.

 خبری که امروز خوندم و باعث شد این پست را بنویسم این بود که :

"از طرف معاون اول رییس جمهور  آقای اسحاق جهانگیری ، این مصوبه دولت قبل باطل و مجوز واردات خودرو توسط هر فرد یا نهادی به هر بهانه ای ، خارج از شمول جاری لغو گردید".

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه گذشته فرصتی دست داد که به  نمایشگاه PIX  واقع در گالری محسن برم. واقعا نمایشگاه فوق العاده ای بود و خیلی منو تحت تاثیر قرار داد. طوری که برای دریافت شماره مجله ای که این عکس ها به همراه قلم عکاسها در اون چاپ شده بود، ثبت نام کردم. چون راس ساعت چهار بعدازظهر اونجا بودم و نمایشگاه خیلی خلوت بود، یه دل سیر تنهایی عکس ها را نگریستم و متن های اونها را از روی مجله نمونه موجود در گالری ، ورق زدم و خوندم. از سیزده سری آثار نمایشگاه، چندتایی شون که برام از بقیه پررنگ تر بود را اینجا مینویسم:



به روایت یک شاهد عینی - آزاده اخلاقی


من قبلا آثار فوق العاده ایشون را تو اینترنت دیده بودم ولی دیدن 4 تا اثر از ایشون اون هم در ابعاد بزرگ روی دیوار سفید ، تجربه ای حس کردنی است تا وصف کردنی


ترور حمید اشرف - 8 تیر 1355



مادر و خانواده بر سر جنازه تقی ارانی - 14 بهمن 1318


برای دیدن کامل سری عکس های "به روایت یک شاهد عینی" به سایت خانم آزاده اخلاقی مراجعه کنید.


برای دیدن بقیه متن ، روی "ادامه مطلب"  کلیک کنید



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : عکس،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2