تبلیغات
سیّال ذهن - مطالب ابر دل نوشته
 
                                                        
1393/09/6 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه




انسان های بزرگ،
   درباره عقاید حرف می زنند؛
انسان های متوسط،
   درباره وقایع حرف می زنند؛
انسان های کوچک،
   درباره دیگران حرف می زنند.


انسان های بزرگ،
   درد دیگران را دارند؛
انسان های متوسط،
   درد خودشان را دارند؛
انسان های کوچک،
   بــی دردنـــد.


انسان های بزرگ،
   عظمت دیگران را می بینند؛
انسان های متوسط،
   عظمت خود را می بینند؛
انسان های کوچک،
   عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند.


انسان های بزرگ،
   به دنبال کسب حکمت هستند؛
انسان های متوسط،
   به دنبال کسب دانش هستند؛
انسان های کوچک،
   به دنبال کسب پول هستند.


انسان های بزرگ،
   به دنبال طرح پرسشهای بی پاسخ هستند؛
انسان های متوسط،
   پرسشهایی می پرسند که پاسخ دارند؛
انسان های کوچک،
   می پندارند که پاسخ تمامی پرسشها را می دانند.


انسان های بزرگ،
   به دنبال خلق مسئله هستند؛
انسان های متوسط،
   به دنبال حل مسئله هستند؛
انسان های کوچک،
   مسئله ای ندارند.





نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :


1393/06/22 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه

امشب بعد از مدتها با خوندن مطلبی، دوست داشتم اینجا بنویسمش. داشتم نوشته های محمدرضا شعبانعلی را می خوندم که این مطلبش برام نغز و تامل برانگیز بود. مثل تصویر زیر از فیدل کاسترو جوان قبل از انقلاب کوبا در پای بنای یادبود آبراهام لینکن در آمریکا !




میزان یادگیری را براساس ساعت و روز و ماه و صفحه و مدارج علمی نمیتوان سنجید.

یادگیری به میزان دفعاتی است که با مطالب جدیدی مواجه شده ایم که با دانسته های قبلی ما در تعارض بوده است.

در غیر این صورت یادگیری چیزی جز تقویت پایه های نادانی گذشته نیست.





نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :


1393/03/3 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه
می غلتی و به ساحل شب خاموش میروی

چون یاد گـم شده  تــو  فراموش  می روی

غوغایی از سکوت به جان فراموشی

آتش به باد رفته در آغوش خاموشی

این بوی اطلسی که مرا مست می کند

از نیستی گذشته  مــرا هست می کند




در امواج صدا با این ابیات سرمست شوید: ++




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر، دل نوشته،
لینک های مرتبط :


-اگر خوشبختی را برای یک ساعت می خواهید، چرت بزنید.

-اگر خوشبختی را برای یک روز می خواهید، به پیك نیك بروید.

-اگر خوشبختی را برای یک هفته می خواهید، به تعطیلات بروید.

-اگر خوشبختی را برای یک ماه می خواهید، ازدواج كنید.

-اگر خوشبختی را برای یک سال می خواهید، ثروت به دست بیاورید.

-اگر خوشبختی را برای یک عمر می خواهید، یاد بگیرید كاری را که دوست دارید، انجام دهید ...!



"استیو جابز"




نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :


با اینکه اردبیهشت هنوز به نیمه نرسیده، ولی از همین الآن دارم بوی خرداد را حس می کنم.
یاد پارسال به خیر که تو اردیبهشت، چه قدر دیدن و عکس گرفتن از لاله های سفید واسم مهم بود و دل چسب، و همجنین چه قدر آخرین روز خرداد و وداع با آفتاب در لحظه غروب برام مقدس.
( 31 خرداد ماه، ما زمینی ها بیشتر زمان روشنایی و پرتوگیری خورشیدی را در طول روز داریم)





به قول سهراب:

...
شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد

و نسیمی خنک از حاشیه سبز پتو خواب مرا می روید
بوی هجرت می آید
...




نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :


1392/11/19 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه

چه سرّی در زخمه‌های تنبور است كه سالهاست مردمان اهل حق و طریقت در ذكرهای خویش آن را همراه دارند و سوز این زخمه ها با آیین های ربانی و معنوی آنان عجین شده است؟ این چه سوزی است كه همواره انسان های وارسته و اهل حق در خلوت خود با آن زمزمه‌ها دارند؟ این نواها و نغمه ها كه ناگاه بر سازهایشان الهام می شود و تنبور دلهایشان را به لرزه در می آورد.

چون چنگ شدم جانا، آن چنگ تو دروا كن         

             صدجان به عوض بستان وآن شیوه تو با ما كن

عیسی چو تویی ما را همكاسه مریم كن            

                          تنبـور دل مـا را هـم نـالـه سـرنا كـن

دستی بنه ای چنگی بر نبض چنین پیری            

                 وان خـون دل زر را در ســاغـر صهـبـا کـن

"حضرت مولانا"



دیشب فرصتی دست داد که قدری روح را زلال کنیم و ساعتی چند، دل را از چه­ کنم ­ها و  چه ­آید­های دنیا بربندیم. گوش فرادادن و سیّال ذهن را پرواز دادن بر نوای تنبور و آواز سیّد آرش شهریاری و گروه موسیقی "روح­تاف" در اجرایی با عنوان - مشق نام لیلی - در تالار وحدت.

 زخمه­های تنبور سیّد آرش به همراه بانگ آواز بانو هوروش خلیلی چه ساده و بی­ریا، سرور را در دلها جاری می­کرد. گفت و شنود چهارتار و تنبور در برخی از قطعات و شریان آوای سازها با یکدیگر، اتمسفری را ایجاد کرده بود که هرکس به حال و هوای خود به وجد می ­آمد و مسرور می­ گشت.




روح­تاف كه در گویش صحیح آن به كردی، «روح تاو» تلفظ می‌شود، لقب حضرت جبرئیل و به معنای كسی است كه روح را در آیینه وجود می‌تاباند و پرورش می‌دهد. این گروه درسال 1378 توسط سید آرش شهریاری با هدف اشاعه موسیقی و فرهنگ قدیم ایران تشكیل گردید.





نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :


1392/11/9 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه


تو این شب ها و روز امتدادهای بعدش ، دوباره دارم جرعه جرعه حریق خزان را می­شنوم و می­نوشم. لامصب عجب چنگی به دل میزنه.

گفتنی نیست وصفش؛ باید شنید. گاه گریست، گاه مسرور گشت و گاه امید را ماند. 

 



حریق خزان:   ++





نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته، اطلاع رسانی،
لینک های مرتبط : حریق خزان، کاورهای آلبوم،


1392/11/8 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه

نیک بنگر و به یاد داشته باش که

   امروز

   همان فردایی است

   که دیروز وعده اش را بر خود می دادیم




نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :


1392/11/2 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه



     ابری نیست

     بادی نیست

     می‌ نشینم لب حوض

     گردش ماهی‌ ها

     روشنی ، من ، گل ، آب

     پاکی خوشه ی زیست

 


     پشت لبخندی پنهان هر چیز

     روزنی دارد دیوار زمان که از آن چهره من پیداست

     چیزهایی هست که نمی‌دانم


 

     می‌ روم بالا تا اوج

     من پر از بال و پرم

     راه می بینم در ظلمت

     من پر از فانوسم

     من پر از نورم و شن

     و پر از دار و درخت


     پُرم از راه ، از پل

     از رود ، از موج

     پُرم از سایه‌ ی برگی در آب

     چه درونم تنهاست ...


زیبا ترانه گروه دایره                 








نوع مطلب :
برچسب ها : شعر، دل نوشته،
لینک های مرتبط :



ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد

چـراغ مُـرده کجا  شمـع آفـتـاب کجا 


قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست

قرار چیست!؟ صبوری کدام و خواب کجا !




نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :


1392/10/15 :: نویسنده : عبّاس ملکشاه
سطرهای زیر را لطفا با صدا بخوانید.  (تصویر از حسین زارع)





تازگی ها از سنگینی هام ساده سبک شده ام ولی از این سبکی سخت سنگین

سنگینی که تو سفیدی حرکت وزن دارم می کنه ولی تو سیاهی سکون، معلّق و بی وزن






نوع مطلب :
برچسب ها : دل نوشته،
لینک های مرتبط :




امروز از شرکت که برمی گشتم خونه، از برف امروز صبح تهران، حتی روی آسفالت سرد هم خبری نبود. بعد از شام که از پشت پنجره اتاقم خیابون را دیدم، از دیدن بارش دوباره برف جا خوردم. عجیب این برف منو آرام کرد و دلم را تنگ کرد. اومدم چیزی درموردش بنویسم، ترجیح دادم اونچه را دارم امشب بارها و بارها گوش میدم، اینجا بنویسم.


تصنیف بـرف در دستگاه اصفهان
ساخته مرتضی حنّانه
با آواز گرم بانو پوران
بر روی شعری از پرویز خطیبی



      برف اومد بر غم هجران
      وه که در دلم بپا شده طوفان
      برف اومد چرا نیامد اینجا
      بامن از غمت مرا دل سوزان
 
      در زیر خاکستر دل
      شراره­ها مانده به جا
      در انتظارم بیا کجایی کجا
      نیایی چرا
      رو پشت­بوما برف میاد
      رو کوهستونا برف میاد
 
      تو کوچه تنها
      از هر سو دویدم امشب
      میون برفها جای پا ندیدم امشب
 
      هی گوله گوله گوله گوله
      هی چیکه چیکه چیکه چیکه
 
      بازم داره از آسمون برف میباره
      قطره قطره از چشمانم اشکم شده روان
      میگم امشب یارم میاد رو پشت بوم
      اون یار فتنه جو میاد به جستجو
 
      گوله گوله گوله گوله برف میاد
      رو پشتبوما برف میاد
      تو شهر و صحرا برف میاد
      تو کوهستونا برف میاد


اگر شما هم خواستید تو برف حس و حال متفاوتی را داشته باشید، حتما این ترانه زیبای بانو پوران را که اینجا با کیفیت خوب آپلودش کردم، گوش کنید و لذت ببرید.

                   
 دلهاتون باشه به گرمی   تو این شبای برفی       




بعدا نوشت:
دوست بزرگوار و صاحب سایت غنی و شنیدنی دهلچی منو مورد لطفشون قرار دادن و این ترانه را اونجا هم منتشر کردند. بد نیست شما هم سری به سایت خوبشون بزنید و از این همه تنوع موسیقیایی لذت ببرید:






نوع مطلب :
برچسب ها : شعر، دل نوشته،
لینک های مرتبط : همین ترانه در SoundCloud،




( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5